دفترچه ممنوع - 26

دفترچه ممنوع - 26

من فکر میکنم همه چیز را باید به اندازه خورد، حتی غصه را ...

والریا شخص اول داستان زن چهل و سه ساله ای که با همسر و فرزندانش زندگی می کند کارمند شرکت است داستان از زبان والریا روایت می شود. داستان بهطور موازی تا آخر پیش رفته و هیجان خاص و چشمگیری ندارد. عنوان کتاب از آن لحاظ انتخاب شده که والریا یک روز یک دفترچه ی ممنوع میخرد و تصمیم میگیرد که روزمرگی‌هایش را به دور از چشم خانواده اش در آن دفترچه بنویسد. او زنی ست پایبند به اصول خانواده که سختی ها و سرد و گرم زندگی را خیلی خوب می‌بیند و صبوری می کند و می‌خواهد همین کار را به دختر و پسرش هم یاد بدهد ولی در این زمینه خیلی موفق نمی‌شود.

 

قسمت اول

قسمت دوم

قسمت سوم

قسمت چهارم

قسمت پنجم

قسمت ششم

قسمت هفتم

قسمت هشتم

قسمت نهم

قسمت دهم

قسمت یازدهم

قسمت دوازدهم

قسمت سیزده

قسمت چهاردهم

قسمت پانزدهم

قسمت شانزدهم

قسمت هفتدهم

قسمت هجدهم

قسمت نوزدهم

قسمت بیستم

قسمت بیست و یکم

قسمت بیست و دوم

قسمت بیست و سوم

قسمت بیست و چهار

قسمت بیست و پنج

 


آیا این مطلب برایتان مفید بود؟

دیدگاه‌ها

دیدگاه شما

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.

تارنماگستر

تازه‌ترین‌ها