دفترچه ممنوع - 19

دفترچه ممنوع - 19

تنها چیزی که باعث اطمینان هر مردی به زندگی می‌شود، عشق یک زن است، میل به اینکه به‌ خاطر او و برای به‌ دست‌آوردن او قوی باشد

 

او بدون اینکه به من نگاهی کند، دستش را همانطور روی اسم من می کشید و گفت: والریا، چه اتفاقی دارد می افتد؟ نگاهم را پایین انداختم و گفتم: نمی‌دانم.
او گفت: می خواهم همه چیز را بگویم، آیا اجازه می دهید حرف بزنم؟ دلم می خواست جواب منفی بدهم و پالتوی را بردارم و بروم، اما همانطور سرجایم نشستم. او گفت: اگر تا بحال چیزی نگفته ام، ترسیده ام. با تعجب نگاهم را بلند کردم. همیشه فکر می کردم او مرد پر جرأتی است...

 

قسمت اول

قسمت دوم

قسمت سوم

قسمت چهارم

قسمت پنجم

قسمت ششم

قسمت هفتم

قسمت هشتم

قسمت نهم

قسمت دهم

قسمت یازدهم

قسمت دوازدهم

قسمت سیزده

قسمت چهاردهم

قسمت پانزدهم

قسمت شانزدهم

قسمت هفتدهم

قسمت هجدهم

 


آیا این مطلب برایتان مفید بود؟

دیدگاه‌ها

دیدگاه شما

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.

تارنماگستر

تازه‌ترین‌ها