چرا حساس هستیم؟ آیا حساسیت بد است؟
فرزاد ارشادی - بخارمگ

چرا حساس هستیم؟ آیا حساسیت بد است؟

حساس بودن به این معنی است که فردی بیشتر همدلی کند و همیشه جانب احساس را بگیرد. در این حالت شما مسائل را بسیار عمیق احساس می کنید و این می تواند بسیار طاقت‌فرسا باشد.

آیا همیشه از همه چیز احساس رنجش می کنید و همه چیز را شخصی کرده و به خودتان ربط می دهید؟ یا خنده های افراد در مکان های عمومی شمارا ناراحت می کند؟ تمام این مجادله ها برای شما استرس زاست؟ اینکه تحت تاثیر احساسات دیگران قرار می گیرید و از اینکه بعدها آنهارا طورِ دیگری می بینید اندوهگین می شوید.
اگر هرکدام از این ویژگی ها را دارید، شما حساس هستید. و البته این بد نیست! بلکه با دلایلی که برای شما ذکر خواهد شد، حتی مزایایی هم دارد.

حساس بودن تلقی ای است از احساس خوار و خفیف بودن در افراد،در جوامع مرد محور این امر باعث احساس ضعف در افراد می شود و افراد نسبت به نا امنی های خود احساس ضعف زیادی می کنند.

اگر خود را فردی حساس می دانید، به جای تلاش برای پی بردن به این موضوع که چرا اینگونه هستید، باید روی کاری که می توانید با آن انجام دهید متمرکز شوید.

 

 

 

آیا حساس بودن چیز بدی‌ست؟

در حالی که این احساسات می تواند زندگی را برای شما سخت تر کند، شما می توانید مدیریتِ صحیحی بر احساسات خود داشته باشید. اینکه از حساس بودن خود به شیوه نتیجه بخشی بخواهید استفاده کنید تکنیک مهمی است. شاید چرایی این مساله برای شما مهم و جالب باشد!
اینکه شما احساسات گسترده ای دارید، یعنی درکِ بیشتری از رفتارهای افراد دارید، همه‌ی آنها را حس می کنید، آدمها را در شکلِ عمیق تری می بینید و این یک قدرت فوق العاده است. شما می توانید از این قدرت برای رشدِ خود استفاده کنید نه نابودی خود.

افراد حساس تر توانایی فهم و درکِ جزئیاتِ حسی را بیشتر دارا هستند. از سایه های ظریفِ بافت لباس ها تا دقت به غذاهای در حال طبخ، فهمیدن عمق صدای موسیقی، عطر ها و رنگ های مختلف در طبیعت سرو صداهای ترافیک و صحبت کردن اطرافیان.

افراد حساس همچنین می توانند تفاوت های ظریف را معنا کنند. آنها را از نظر عاطفی باهوش تر هستند و بیشتر از حالات احساسی درونی ما آگاه اند که می توانند به عنوان نویسنده، موسیقیدانان، بازیگران یا سایر هنرمندان، آثار خلاقانه و غنی تر و عمیق تری ایجاد کنند. آنها همچنین بسیار خلاق هستند و همانطور که گفته شد همدلی بیشتری دارند.

 

 

نحوه هَندل کردن حساسیت


حساس بودن یک نعمت است، اما در صورت عدم مراقبت نیز می تواند در مواقعی وحشتناک باشد. افراد حساس تمایل زیادی ندارند که به درستی از خود مراقبت کنند پس سریعتر دچار خستگی و نابودی می‌شوند. 
اینها مهمترین چیزهایی هستند که شما باید در زندگی خود تغییر دهید تا بتوانید یک فرد حساس و در عین حال خوشحال باشید

 

 

 

اول بر عهده بگیرید

با مسئولیت سلامت روان خود شروع به کار کنید. شما حساس هستید و نمی توانید آنرا تغییر دهید اما می توانید آن را مدیریت کنید و اولین قدم در این مدیریت این است که اول قبول کنید که چه کسی هستید. در اصل به واقعیتِ خود علم داشته باشید. سپس می توانید روی احساسات خود کنترل داشته و آنها را هدفمند و مفید کنید. شما کنترل می کنید که چگونه واکنش نشان می دهید و چگونه به جلو حرکت کنید. اجازه ندهید کسی شما را از نظر عاطفی گروگان بگیرد. اگر در مورد پیشامدی احساس مسئولیت می کنید به آن احساس عمل کنید اما اگر خودتان را در آن مساله دخیل و مفید نمی دانید، پس خودتان را قانع کنید که کاری از دستتان بر نمی آید، پس از درون خودتان را آزار ندهید.

 

انرژی های خودرا طبقه بندی کنید

گاهاً شما هم افرادی را در اطراف خود دیده اید که انرژی شما را تخلیه کرده و احساس خستگی را به شما انتقال می دهند، برعکس افرادی هم هستند که حسِ روشنایی و خوشبختی را به شما می دهند. شما باید با شناسایی این افراد می توانید یک سپرِ روانی برای خود ایجاد کنید.
با پرستوها شما می توانید به مرزهای خستگی ناپذیری پرواز کنید، این بزرگترین شکل از مهربانی است که شما به این افراد کمک کنید و آنها هم به شما. تعامل و زمان خودرا به بهترین شکل بکار می گیرید. 
اما برعکسِ این هم وجود دارد که بسیار وحشتناک است؛ شما افرادی را پیدا خواهید کرد که شما را تخلیه می کنند، زیرا آنها عاشق حساسیت شما هستند. آنها اغلب به عنوان خون آشام های انرژی نامیده می شوند و دور ماندن از آنها بهترین کاری است که می توانید انجام دهید.

چیزهایی که شما را شارژ می کند و بالا می برد را پیدا کنید و اطراف خودرا با آنها احاطه کنید.

 

 

 

یک روال خوب مراقبت از خود ایجاد کنید

مراقبت از خودتان اولویت شماره یک است. افراد حساس تمایل دارند که بسیار از خود گذشتگی نشان دهند، بنابراین باید روال خوبی برقرار کنید تا بتوانید استراحت کنید و انرژی های از دست رفته را بازیابی کنید.
روتین های روزانه ای که باید آنهارا در برنامه خود بگنجانید این است که خوب غذا بخورید، اگر به سفر نمی توانید بروید، برای ساعاتی طبیعت گردی کنید(در مورد شهر نشین ها می توان گفت پارک گردی) محیط های روانی امنی ایجاد کنید و تکرارِ اظهارات مثبت را به هیچ وجه دستکم نگیرید. 
در هر وضعیتی این مراقبه ها را برای بهداشت روان خود انجام دهید.

انچه برای شما مفید است را آزمایش و امتحان کنید. برخی دریافتند که استفاده از هدفون برای جلوگیری از تحریک صدا مفید است و بعضی ها برای تضعیف محرک های اشعه خورشید از عینک آفتابی استفاده می کنند. اینها همه نوعی مراقبه در بهداشتِ روان هم می تواند مصادیقی داشته باشد.

 

 

افکار خودرا رصد کنید

لزوماً احساسات شما احساساتِ «شما» نیستند! ممکن است این جمله در ابتدا برای شما عجیب به نظر برسد. اما باید گفت که شما بعضی اوقات انرژی دیگران را جذب می کنید و نسبت به آنها واکنش هم نشان می دهید. وقتی این اتفاق می افتد، باید از خود بپرسید، آیا من واقعاً ناراحت هستم یا فقط  در حال واکنش نشان دادن هستم؟ آگاهی از خود به شما کمک می کند تا بر آنچه واقعاً احساس می کنید و یا چیزی که فقط از آن پیروی می‌کنید تمرکز کنید. اگر دارید نسبت به احساساتِ دیگری واکنش نشان می دهید، می توانید آنرا رها کنید. همچنین باید مراقب افکار درون خود باشید. اگر دائماً نسبت به خودتان منفی باشید، با احساسات خود نمی توانید معامله کنید. وقتی یک فکر منفی پیش آمد، سریعاً آن را با چیزی مثبت تصحیح کنید.

 


 

شجاعت را تمرین کنید

دقیقاً مثل تعیین مرزها، باید با جدیت رفتار کنید. از آنجا که افراد حساس گرایش کمتری به جرات به خرج دادن دارند، نمی خواهند با یک احساسات جدی مقابله کنند. شما در مورد احساسات و فضای حرکتِ خود حق دارید. اگر آنها احساسات شما را دوست ندارند، این دیگر به شما مربوط نمی شوند.
البته خیلی از ماها داشتنِ جرات را در رد کردن و نه گفتن به دیگران می دانیم، که البته این هم غلط است. اگر ما کاری را که در توان داریم را برای دیگران انجام ندهیم، هم دلیل منطقی ندارد و هم اینکه از تعاملات اجتماعی خود عقب خواهیم افتاد. 

اگر اهل قاطعیت باشید ممکن است با پاسخ هایی مثل خشم و عصبانیت روبرو شوید. شما مسئولیتی درمقابل احساس آنها ندارید. شما فقط مسئول کنترل خودتان هستید، مسئولیت رفتار افراد بر عهده خودشان است. تا زمانی که نیازهای دیگران را نقض نکنید، می توانید برای مراقبت از خود، آنچه را که لازم دارید بگویید یا انجام دهید.

در این مورد از بیان احساسات خود ترس یا کوتاهی ای نداشته باشید. روش های زیادی وجود دارد که می توانید این کار را انجام دهید. موارد زیادی وجود دارد که می توانید برای کاهش احساسات قریب الوقوع که در تمام مدت احساس می کنید، مانند مدیتیشن انجام دهید. یکی دیگر از تکنیک های رایج در جامعه معنوی، فرایندی است به نام پاکسازی چاکرا های شما. این فرایند به شما کمک می کند تا عصبانیت،یا احساس گناه و شرم خود را پردازش و رها کنید.
اگر حاضر نیستید احساسات خود را به شخص دیگری ابراز کنید، یک ابزار عالی برای شما، نوشتن است. یک فضای امن برای شما که بتوانید احساسات خود را به صورت کنترل شده بیان کنید و می توانید با دیدن آنها روی کاغذ به مشکلات خود کمک کنید.

نکته مهمی که باید انجام دهید این است که کسانی را که به شما بدی کرده اند ببخشید. غالباً افراد حساس در کنار گذاشتن چیزها قوی عمل نمی کنند. این ناسالم است زیرا شما را از لذت بردن از زمان حال باز می دارد.

 

 

شکرگزارِ موهبت هایتان باشید

شما یک هدیه عالی دارید، بنابراین از آن نترسید. اگر آن را کنترل کردید، از خودتان خوب مراقبت کنید و مرزهایی را تعیین کنید، می توانید از هدیه حساسیت خود به خوبی استفاده کنید. این یک نعمت است. اگر منفی فکر کنید، فقط یک زندگی منفی خواهید داشت. از  این قدرت فوق العاده خود قدردانی کنید و از آن به نفع خود استفاده کنید.
حساس بودن مطمئناً یک چالش است. شما باید کمی بیشتر مراقب باشید و زندگی کمی دشوارتر از افراد غیر حساس است که باعث ناامید شدن می شود. اما همچنین یک قدرت باورنکردنی ، یک مزیت می تواند باشد. شما بیشتر دوست دارید مردم به سمت شما جذب شوند، و شما قادر به همدلی و کمک به افراد واقعاً احساس شنیدن می شوید. شما یک هدیه باورنکردنی دارید. از آن برای شکنجه کردن خود استفاده نکنید. از آن استفاده کنید تا دنیای خود را تغییر دهید.

 

 


 

 


دیدگاه‌ها

دیدگاه شما

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.

تازه‌ترین‌ها