بر سر دو راهی تاریخ: پدری دلسوز یا دیکتاتوری خونخوار؟

بر سر دو راهی تاریخ: پدری دلسوز یا دیکتاتوری خونخوار؟

ژوزف استالین که به تزار سرخ معروف است به مدت سی سال رهبری کشور اتحاد جماهیر شوروی رو بر عهده داشت. طرفدارانش اورا یک فرشته و مخالفانش اورا یک خونخوار بسیار خشن می دانند او قطعا عضو فهرست بزرگترین دیکتاتور های تاریخ قرار دارد، ولی کار های بزرگی هم انجام داد که کمتر کسی توان انجامش را دارد البته رسانه ها و سوشال میدیا های غربی داستان هایی دروغ و غیر واقعی راجع به او درست می کنند که با واقعیت های تاریخی مطابقت ندارد.

خلاصه ای از زندگی ژوزف استالین 

یسب بسارینیس جوغاشویلی که بعد ها نام خود را به ژوزف استالین تغییر داد، متولد سال 1878 در کشور گرجستان امروزی  است. که در آن زمان بخشی از امپراتوری روسیه بود ،مادر او زنی مذهبی بود  که به کلیسا وفادار بود ولی پدر او که یک کفاش بود،مردی بد اخلاق و الکلی بود، و در هنگام عصبانیت همسر و فرزند خود را کتک میزد، و بعد ها خانواده خود را رها کرد و به شهر دیگری رفت،

استالین دوران کودکی و جوانی خود را در فقر گذراند. مادرش او را به مدرسه دینی فرستاد تا کشیش شود، ژوزف در این زمینه تحصیل می کرد و شاگرد اول بود او در جوانی با فلسفه غربی آشنا شد و مطالعه ی زیادی کرد و نسبت به کلیسا بدبین شد بعد از مدتی با مارکسیسم آشنا شد و این فلسفه را پذیرفت او کلیسا را کنار گذاشت و به فعالیت سیاسی و ضد حکومتی در منطقه قفقاز روی آورد. وقتی آوازه لنین و حزب بلشویک به گوش او رسید به بلشویک ها روی آورد و مبارزه جدی تری را با تزار و حکومت شاهنشاهی روسیه آغاز کرد.

 

عکس از استالین در دوران جوانی

انقلاب اکتبر:

بعد از انقلاب اکتبر بلشویک ها  به رهبری لنین تزار و خانواده او را که به دست مردم در کاخ یکاترینبورگ زندانی بودند را تیرباران کردند، آن ها برای برپایی اولین حکومت کارگری جهان اکثر سرمایه دار ها بزرگ را اعدام کردند، کشیش ها و رهبران دینی  مطرح  هم از خشم آن ها در امان نبودند و همگی اعدام شدند. در این هنگام ارتشی های طرفدار تزار با تشکیل ارتش سفید شروع به قیام  کردند که منجر به جنگ داخلی در روسیه شد.

دوره حکومت لنین بیشتر در جنگ گذشت و عملا فرصتی نشد که او ایده های خود را اجرا کند  ولی به صراحت نقشه راه رو برای سایر بلشویک ها ترسیم کرد. در همین حین استالین که تا آن زمان کمتر شناخته شده کم کم در بین بلشویک ها شناخته شد لنین از قبل با او دیدار کرده بود ولی خوب او را نمیشناخت  فقط می دانست که مبارزی انقلابی اهل گرجستان است  ولی به مرور به او اعتماد پیدا کرد و او را به یکی از نزدیک ترین یاران خود تبدیل کرد در سال ۱۹۲۲ سرانجام پس از پنج سال جنگ داخلی ارتش سرخ،  شورشیان ارتش سفید را شکست داد و اتحاد جماهیر شوروی به عنوان اولین حکومت کارگری جهان تاسیس شد چندی بعد لنین توسط یکی از اعضای فراری ارتش سفید ترور شد البته از این ترور جان سالم به در برد ولی دو سال باقی مانده زندگی خود را با بیماری و مشکلات فراوان سپری کرد و هیچ فعالیت عملی انجام نمی داد.

 

لنین و استالین

بلشویک ها برای ادامه کار شورا تشکیل دادند و قرار بر این شد یک نفر به عنوان دبیر کل شورا انتخاب شود رقابت برای این پست بین لئون تروتسکی فرمانده چریک و متفکر مارکسیست و ژوزف استالین انقلابی کمتر شناخته شده ای که در پنج سال پس از انقلاب بسیار مطرح شده بود و دوستان زیادی در بین بلشویک ها پیدا کرده بود انجام می شد. تروتسکی نظریه انقلاب مداوم و صدور انقلاب به دنیا که یکی از اصول مارکسیست است را ارائه داد ولی استالین معتقد بود وقتی یک کشور کمونیستی  هنوز ضعیف است نمی تواند انقلاب را صادر کند اول باید یک کشور قدرتمند ساخت و سپس انقلاب را صادر کرد. اکثر بلشویک ها از استالین حمایت کردند انقلابیون قدیمی نظیر بخارین ،کامانوف، زینووف و کروف همگی طرفدار نظریه سوسیالیسم در یک کشور استالین شدند تروتسکی این مسئله را برای لنین مطرح کرد ولی او هم از استالین حمایت کرد و او را به عنوان دبیر کل حزب کمونیست برگزید. استالین دو سال اول کار را صرف برنامه ریزی برای کشور کرد در سال ۱۹۲۴ سرانجام لنین درگذشت و استالین رسما به عنوان رهبر شوروی انتخاب شد و  حکومت یکی از بزرگترین دیکتاتور های تاریخو یکی از تاثیر گذارترین رهبران جهان آغاز شد .

 

لنین رهبر بلشویک ها و بنیان گذار شوروی در کنار استالین

 

لئون تروتسکی متفکر مارکسیست و فرمانده چریک های مبارز که بزرگترین مخالف استالین بود

رهبری شوروی:

او در اولین سخنرانی گفت ما از کشور های پیشرفته صد سال عقبیم و باید ظرف بیست سال آینده به آن ها برسیم، برای همین همه باید با صد در صد توان کار کنند جوری که انگار در میدان جنگند همانطور که در میدان جنگ سربازان با جدیت و تمام قوا می جنگند تمام ارکان جامعه هم باید با صد در صد قوا کار کنند.  او گفت ما در جنگیم جنگی برای از بین بردن فاصله طبقاتی برای از بین بردن فقر برای ریشه کن کردن گرسنگی و ارائه خدماتی مانند تحصیلات و درمان رایگان برای تمامی مردم. او همچنین سازمان کمیسریای داخلی امور خلق( nkvd ) را تشکیل داد که در واقع وزارت اطلاعات کشور بود و فرد خشن و بی رحمی  به نام یاگودا را به عنوان رئیس آن برگزید و با ارائه برنامه پنج  ساله صنعتی سازی مسیر کشور را تعیین کرد در حکومت لنین کلیسا ها بسته شده بودند اما استالین اکثر کلیسا ها کنیسه ها و مساجد را تخریب و تبدیل به کارخانه بیمارستان و زمین کشاورزی کرد نیرو های اطلاعاتی شوروی تمامی کشیش ها خاخام ها و رهبران دینی مسلمان را دستگیر و به اردوگاه کار اجباری سیبری فرستادند آن ها همچنین بسیاری از مخالفان کمونیسم فئودال ها و زمین داران بزرگ را دستگیر و به اردوگاه کار اجباری فرستادند در حکومت سی ساله استالین هر کسی که مخالفت می کرد یا اعدام می شد یا به اردوگاه کار اجباری فرستاده می شد  تاریخ دان ها تخمین زده اند حدود یک میلیون نفر فقط  در مدت ریاست یاگودا بر سازمان اطلاعات به اردوگاه کار اجباری سیبری فرستاده شده اند و ده ها هزار نفر اعدام شدند .

 

استالین در قامت رهبر شوروی

صنعتی سازی کشور با سرعت بالا و تغییرات در جامعه:

برنامه  پنج ساله استالین موفقیت آمیز بود و در این مدت کوتاه صنعت به طور کلی متحول شده و تعداد بسیار زیادی کارخانه و کارگاه ساخته شد از جمله کارخانه ذوب آهن، کارخانه تولید فولاد،  کارخانه ساخت تراکتور ، کارخانه تولید واگن های قطار و...همچنین کارخانه های تولید دستگاه آلات نظامی ساخته شد از جمله کارخانه هواپیما سازی سوخو،  ایلیوشن و توپولوف و کارخانه تولید تانک و توپ جنگی که موفق به تولید تانک تی ۳۴ شد  و بعد ها در جریان جنگ جهانی این تانک یکی از عوامل پیروزی شوروی شد.رشد بی سابقه صنعتی در یک مدت کوتاه همه را متعجب کرده بود در این مدت تمام اعضای حزب از استالین طرفداری می کردند آن هایی هم که مخالف بودند از ترس حرفی نمی زدند.  تنها مخالف استالین تروتسکی بود که همیشه از خشونت های او انتقاد می کرد این امر باعث شد که او را به مکزیک تبعید کنند کار بعدی استالین ساخت تعداد زیادی مدرسه و بیمارستان بود او معتقد بود که سواد باید گسترش پیدا کند و هر نسل باید نسبت به نسل های قبل با سواد تر باشد،اعتقاد او این بود بچه ای که در یک روستای دور افتاده به دنیا آمده باید با سواد باشد و بچه ای هم که در پایتخت به دنیا آمده باید با سواد شد فرقی نمی کند که شما بچه وزیر باشید یا یک کارگر تحصیلات رایگان باید به همه ارائه شود. این امر باعث شد که درصد باسوادی که در سال اول انقلاب حدود ده درصد بود در آخرین روز زندگی استالین به بالای هشتاد درصد رسیده باشد بعضی از خانواده ها مخالف بودند که دخترانشان به مدرسه بروند اما مامورین استالین تمامی بچه ها از دختر و پسر را به مدرسه می بردند حکومت کمونیستی بین زنان و مردان تفاوتی قائل نبود  برای همین اولین کشوری که وزیر و سفیر زن انتخاب کرد اتحاد جماهیر شوروی بود. از آن جایی که تمامی بلشویک ها خداناباور بودند دروس دینی را در مدارس نابود کرده و فلسفه ماده گرایی در کنار علوم دیگر به بچه ها آموزش داده میشد  در مدارس  شوری علاوه بر دروس تئوری دروس عملی هم آموزش داده می شد کار دیگر استالین ساخت تعداد زیادی بیمارستان وارائه خدمات درمانی رایگان بود. در زمان های قدیم به علت بهداشت کم مشکلات زیادی وجود داشت برای مثال بسیاری از بچه ها به خاطر بیماری  می مردند از جمله خواهر و برادران خود استالین که در بچگی در اثر بیماری مرده بودند. گسترش درمان و پیشرفت‌های پزشکی در زمان استالین طول عمر متوسط شهروندان شوروی و کیفیت زندگی آنان را بسیار افزایش داد. سیاست‌های استالین حق  دسترسی به پزشکی رایگان را به‌طور وسیع در اختیار مردم قرار داد و عملاً اولین نسل رها از ترس تیفوس و مالاریا را به وجود آورد. این مریضی‌ها شدیداً کاهش داده شدند و طول عمر متوسط تا چند دهه افزایش یافت.در زمان استالین  برای اولین بار زنان می‌توانستند بچه‌ها را در فضای امن بیمارستان به دنیا بیاورند.

 

««کارخانه هواپیما سازی توپولوف»»

رشد عطیم کارخانه ها در زمان استالین

نمایی از داخل یکی از کارخانه های ضنعتی آن زمان

کارگران اردوگاه کار اجباری:

بخش عظیمی از پیشرفت های زمان استالین به علت کار زیاد کارگران اردوگاه کار اجباری بود. صد ها هزار نفری که به اردوگاه کار اجباری فرستاده شده بودند از ترس جانشان بیستو چهار ساعته کار می کردند و در ساخت مترو مسکو، راه آهن سراسری شوروی، کانال دریای سفید، ساخت جاده دو هزار کیلومتری در مسیر های یخبندان و باتلاقی سیبری و استخراج گسترده سنگ معدن از معادن نقش گسترده ای داشتند ده ها هزار نفر از زندانیان اردوگاه کار اجباری بر اثر کار بیش از حد جان باختند.

 

کارگران اردوگاه کار اجباری در هنگام کار

 

صنعتی سازی --اشتراکی سازی کشاورزی  و قحطی اوکراین:

سیاست بعدی استالین صنعتی سازی و اشتراکی سازی کشاورزی بود. برای اجرای این سیاست از سال ها قبل فئودال ها و زمین داران بزرگ یا اعدام شده بودند یا به سیبری فرستاده شده بودند. زیرا طبق دیدگاه مارکسیسم زمین داران بزرگ که صد ها کارگر و کشاورز داشتند افراد ظالمی اند که کار و زحمات زیاد کشاورزان آن ها را ثروتمند کرده و از ثروت زیاد خود اندکی را به کشاورزان می دهند تا از گرسنگی نمیرند.  تحصیلات و امکانات جامعه برای فرزندان ثروتمندان  است و فرزندان کارگران  و کشاورزان هیچ سهمی از امکانات جامعه ندارند. پیشرفت صنعتی باعث شده بود دستگاه آلات صنعتی به زمین های کشاورزی هم  برسد برنامه اشتراکی سازی کشاورزی که طبق آن قرار بود تولید گندم و برنج زیاد شود و به مساوات بین همه مردم تقسیم شود تقریبا در تمامی جمهوری های شوروی موفق بود.  ولی در جمهوری اوکراین تبدیل به یک فاجعه شد چون در اوکراین جنبش های ضد استالین به راه افتاده بود عده ای از اوکراینی ها ملی گرا بودند و اعتقاد داشتند اوکراین باید استقلال پیدا کند عده ای دیگر هم طرفدار هم وطن خود یعنی تروتسکی بودند. این عوامل باعث شد که آن ها در عملیات اشتراکی سازی کشاورزی با حکومت همکاری نکنند این عوامل استالین را خشمگین کرد او دستور داد تمامی گندم و برنج اوکراین مصادره شود و سربازان مرزهای اوکراین را ببندند. در نتیجه قحطی وحشتناکی در اوکراین آمد که به هلودومور معروف است در طی دو سال قحطی هلودومور ۲/۵ میلیون نفر از اوکراینی ها در اثر گرسنگی شدید جان باختند  و  میلیون ها نفر هم گرسنگی شدید را تجربه کردند. و بعد از دو سال استالین دستور به اتمام قحطی داد این نسل کشی وحشتناک که یک جنایت به تمام معناست فقط از دیکتاتور بزرگی همچون استالین برمیاد.   در زمان استالین رسانه ها به مردم می گفتند که در اوکراین قحطی آمده و حکومت در حال مبارزه با آن است اما واقعیت این بود که خود حکومت عامل این قحطی وحشتناک بود.  در کل  حکومت استالین دو بخش داشت یکی پیشرفت گسترده صنعتی نظامی علمی و اقتصادی و دیگری جنایات وحشتناک و کشتار زیاد مخالفان.

 

تصویری از سه اوکراینی که بر اثر گرسنگی زیاد مرده اند

 

سرکوب درون حزبی و تصفیه کبیر:

به مرور زمان عده ای از رهبران حزب با استالین مخالف شدند و در جمع های خودمانی راجع به او صحبت می کردند.  آن ها یاگودا را هم با خود همراه کرده بودند  استالین که احساس توطئه می کرد یاگودا را به جرم خیانت علیه کشور اعدام کرد و یکی از خشن ترین و جنایتکار ترین انسان های تاریخ بشر به اسم نیکلای یژوف ملقب به خارپشت آهنین را به ریاست کمیسریایی داخلی امور خلق انتخاب کرد.  یژوف فردی بی نهایت خشن و طرفدار سرسخت استالین بود عملیات سرکوب گسترده ای به نام تصفیه کبیر آغاز شد، در طول سه سال حدود یکو نیم میلیون نفر بازداشت شدند که از این تعداد بیش از هشتصد هزار نفر اعدام شدند. اکثر اعدامی ها سیاست مداران  روشنفکران و نویسندگان مخالف استالین بودند از جمله انقلابیون قدیمی مثل بخارین، کامانف،زینووف که در به قدرت رسیدن استالین نقش داشتند. رهبران انقلابی تمامی جمهوری های شوروی دستگیر و اعدام شدند همه آن ها یا به جرم خیانت به کشور یا به جرم جاسوسی برای دشمن اعدام میشدند همچنین ارتشی هایی که تصور میشد با استالین مخالف اند  دستگیر و اعدام شدند. عکس های یژوف همه جا در کنار استاین دیده میشد حالا یژوف خود را قهرمانی می دید که از رده های پایین حزب شروع کرده و حالا مورد حمایت رهبر کشور است.اما واقعیت غیر این بود استالین  سرانجام پس از سه سال  یژوف را از سمتش برکنار کرد و تصفیه کبیر را خاتمه داد.  سال بعد خود یژوف را هم اعدام کرد و لاورنتی بریا را رئیس سازمان اطلاعات کرد.  در واقع یژوف وسیله ای بود برای اینکه استالین به اهدافش برسد  تصاویر یژوف از همه جا حذف شد و نام او از همه جا پاک شد این پاکسازی در حد بود که انگار هیچ وقت فردی به نام نیکلای یژوف وجود نداشته، استالین حالا اهداف اقتصادی و صنعتی خود را اجرا کرده بود و تمامی مخالفان خود را نابود و حالا دیگر قدرت صد در صدی در شوروی بود.

 


عکس سمت راست عکس واقعی یژوف در کنار استالین و عکس سمت چپ عکس دستکاری شده که در آن یژوف از عکس محو شده

 


بوخارین، کامانوف و زینووف سه تن از انقلابیون و رهبران بزرگ بلشویک که در جریان تصویه کبیر اعدام شدند

 

ترور تروتسکی:

آخرین قربانی استالین تروتسکی بود که سال ها در تبعید زندگی می کرد. او  توسط اعضای پلیس مخفی ترور شد ترور او به اینگونه بود که مردی جوان به نام مستعار «آقای جکسون» در مکزیک به دیدار لئون تروتسکی رفت که آخرین مهمان او بود. او به نظر مردی متشخص می‌آمد و برای همین کسی به او شک نکرد و او را بازرسی نکردند. او با تروتسکی مشغول گپ زدن بود که ناگهان صدای فریاد تروتسکی بلند شد. وقتی محافظان به اتاق رفتند دیدند یخ‌شکنی یا به روایتی کلنگی در گردن تروتسکی بود و در دست جکسون چاقویی دیده می‌شد.تروتسکی پیش از مرگ گفت: «او را نکشید، باید همه چیز را اعتراف کند.» معلوم شد که جکسون می‌خواسته بعد از ترور تروتسکی خودکشی کند. محافظان تروتسکی، جکسون را به مقامات مکزیکی تحویل دادند.رامون هویت واقعی‌اش را بر ملا نکرد و قتل تروتسکی را نتیجهٔ یک اختلاف شخصی با او توصیف کرد، چون می‌خواست با منشی تروتسکی ازدواج کند.او یک تبعه اسپانیا به نام اصلی رامون مرکادر بود که به ۲۰ سال حبس محکوم شد.ژوزف استالین گفته بود: «من در ترور تروتسکی هیچ نقشی ندارم.» اما بعد از ۲۰ سال مرکادر به شوروی رفت و نشان لنین که بالاترین نشان شوروی بود را دریافت کرد.

 

شروع جنگ جهانی دوم:

در سال ۱۹۳۹ جنگ جهانی دوم آغازشد.  شوروی و آلمان با هم توافق کردند که جنگی بین این دو کشور صورت نگیرد. در سال ۱۹۴۱ وقتی آلمانی ها فرانسه را اشغال کردند و به مرز های انگلیس رسیدند مقامات جبهه متفقین به شوروی پیام دادند که اگر وارد جنگ نشود آلمانی ها کل جهان رو اشغال می کنند.  استالین فکر می کرد که چون ارتش شوروی نسبت به جنگ جهانی اول خیلی بزرگتر و قوی تر شده می تواند در برابر آلمان ایستادگی کند برای همین به فنلاند حمله کرد و به آلمان اعلان جنگ کرد. ارتش قدرتمند آلمان به شوروی حمله کرده و ظرف هشت ماه به سرعت پیشروی کرد در این مدت  نیمی از ارتش شوروی را تار و مار کرد.  جمهوری های اوکراین، بلاروس، لیتوانی،لتونی، استونی به سرعت به اشغال آلمان درآمده و به روسیه رسیدند. استالین که احساس خطر می کرد نیرو های مردمی را به جبهه فرستاد جوانان روسی آموزش های پارتیزانی می دیدند و به جبهه ها می رفتند.  استالین هر دوپسر خود را به خط مقدم فرستاد و به تمام مقامات کشوری دستور داد بچه های خود را به جبهه بفرستند.  او همچنین به فرماندهای ارتش  دستور داده بود هر سربازی که عقب نشینی کند را اعدام کنند.  قانون دیگر عجیبی که گذاشته بود این بود که اگر سربازی اسیر شود خانواده اش به اردوگاه کار اجباری فرستاده می شوند. وقتی پسر خود استالین اسیر شد او عروس خود را به اردوگاه کار اجباری فرستاد.  آلمانی ها به شوروی پیام دادند که پسر استالین را با یک ژنرال آلمانی که اسیر شده بود معاوضه کنند اما استالین گفت یه ژنرال رو نمیدم که یه افسرو پس بگیرم. مقاومت مردمی گسترده روس ها از طرفی از طرف دیگر هوای سرد روسیه و سخت بودن رساندن تجهیزات از برلین به روسیه و ورود آمریکا به جنگ جهانی باعث شد که ورق جنگ برگردد و آلمانی ها شکست بخورند از جبهه شرق پیشروی شوروی و از جبهه غرب پیشروی آمریکا آلمانی ها را عقب برد، تا اینکه نهایتا شوروی از شرق و آمریکا از غرب آلمان را تصرف کردند نیرو های  شوروی دانشمندان آلمانی که در پروژه ساخت بمب اتمی و سلاح های پیشرفته آلمان نقش داشتند را به مسکو بردند. جنگ جهانی باعث شد که بیستو دو میلیون نفر از مردم شوروی کشته شوند و هر چیزی رو که استالین ساخته بود را نابود کرد ، ولی در عوض شوروی رو به یه ابرقدرت نظامی تبدیل کرد دانشمندان آلمان نازی که به مسکو برده شده بودند برای شوروی  بمب اتمی  و تجهیزات پیشرفته ساختند ساختند از طرف دیگر ارتش شوروی تبدیل به ارتشی شده بود که بزرگترین قدرت زمان را شکست داده بود و کل اروپای شرقی و شرق آلمان رو به اشغال خود در آورده بود. و در آن جا حکومت های کمونیستی متحد شوروی برپا کرده بود،  از طرف دیگر با پیروزی کمونیست ها در جنگ ایدئولوژی کمونیست در جهان گسترش یافت و منجر به تشکیل حکومت های کمونیستی در چین،کوبا، ویتنام لائوس، کامبوج  و کره شد حالا دیگر نیمی از جهان متحد شوروی بودند. چرچیل سال ها بعد  درباره استالین گفت او بزرگترین رهبر جهان بود او روسیه را در حالی تحویل گرفت که توانایی ساخت یک تراکتور را نداشت اما سال ها بعد آن ها بمب اتم می ساختند .

 

   
 عکسی از یک سزباز شوروی که پس از پیروزی در جنگ پرچم کشورش را در برلین نصب می کند

بعد از جنگ جهانی:

بعد از جنگ استالین شروع به بازسازی کشور کرد حالا دیگر کشور علم داشت ولی ویران شده بود.  البته ویرانی برای کل جهان بود کل جهان در حال بازسازی کشورهای خود بودند استالین البته به فکر اعزام ماهواره به فضا هم بود. هدف او از این کار نشان دادن تکنولوژی کشورش به جهان بود و در نهایت موفق هم شد . این آخرین کار استالین برای شوروی بود .

 

مرگ :

در سال ۱۹۵۳ استالین در اثر سکته مرد البته امروزه برخی معتقدند بریا،خرچخوف و ژنرال ژوکوف  او را کشته اند زیرا استالین قصد حمله به اروپای غربی و گسترش کمونیسم در جهان بوده و آن ها برای جلوگیری از جنگ جهانی سوم این کار را کرده اند البته این فقط یک نظریه است.  تجمعی چندین میلیونی از مردم در مراسم خاکسپاری استالین شرکت کرده   و مراسم با شکوهی را برگزار کردند .

 

عکسی از جنازه استالین پس از مرگ

 

استالین زدایی:

بعد از استالین خرچخوف به رهبری شوروی رسید و در کنگره حزب، استالین را محکوم به جنایت کرد. همچنین  دوران استالین زدایی را آغاز کرد  و تصاویر استاین از سطح شهر برداشته شد. و به منتقدین او اجازه داده شد وی را نقد کنند.

 

زندگی شخصی و علاقه مندی ها:

استالین دو بار ازدواج کرد همسر اول او زنی به نام آکاترینا سونانیدزه بود که اطلاعات زیادی از او در دسترس نیست. زیرا او یک سال پس از ازدواج با استالین در سال 1907 بر اثر بیماری در گذشت  و در آن زمان استالین شناخته شده نبود اما گفته می شود رابطه آن ها خیلی خوب بوده و تنها کسی بوده که توانسته استالین را مجذوب خود کند. معروف است که استالین در مراسم خاکسپاری او گفته بود این زن تنها کسی بود که قلب سنگی مرا نرم کرد با مرگ او دیگر چیزی تحت عنوان احساس و عاطفه در من وجود ندارد، آن ها با هم صاحب پسری به نام یاکوف شدند که بعد ها در جنگ جهانی اسیر آلمانی ها شد و پدرش از معاوضه او با یک ژنرال آلمانی سر باز زد  و در نهایت در اردوگاه اسرای آلمانی کشته شد . استالین می گفت وقتی که هر روز صد ها نفر از جوانان مردم می میرند درست نیست که من تبعیض قائل شده و پسر خودم را نجات دهم . همسر دوم استالین زنی به نام نادژدا آلیلیوا بود او و استالین صاحب یک پسر به نام واسیلی و دختری به نام سوتلانا شدند واسیلی هم مانند برادر بزرگترش در هنگام جنگ به خط مقدم رفته ولی اسیر و کشته نشد. سوتلانا دختر استالین از بین فرزندان محبوب ترین فرد برای پدر بود. همسر دوم استالین ابتدا رابطه خوبی  با شوهرش داشت ولی بعد از چندین سال وقتی جنایات و خشونت همسر خود را دید چندین بار با او دعوا کرد سرانجام خشونت زیاد استالین باعث شد او در سال 1932 خود کشی کند. استالین به شراب، سیگار و پیپ و هننر و فلسفه علاقه داشت همچنین علاقه زیادی به شعر و ادبیات داشت وی کتاب خانه بزرگی داشت که در آن کتاب های زیادی از جمله کتب تاریخی فلسفی اجتماعی و... را نگهداری می کرد.

 

استالین در جامعه امروزی روسیه:

چند سال پیش یک موسسه تحقیقات آمریکایی به روسیه رفت و از مردم راجع به استالین سوال کرد حدود ۵۱ درصد مردم روسیه استالین را قهرمان ملی نامیدند ۳۰ در صد از او تمجید کردند ۳ درصد اعلام کردند که درباره او نظری ندارند و هفده درصد از او به بدی یاد کردند.  در نظر سنجی دیگری که یک موسسه دیگر تحقیقات آمریکایی انجام داد از مردم روسیه سوال کرد بزرگترین و بهترین رهبر یا پادشاه تاریخ شما کیست استالین با اختلاف به عنوان بزرگترین رهبر در تاریخ روسیه سناخته شد. پتر کبیر امپراتور قدرتمند روسیه رتبه دوم را کسب کرد و ولادمیر لنین رتبه سوم را این نطرسنجی ها از آن جهت معتبر است که توسط موسسات خارجی و در روسیه امروزی که دیگر کومونیست ها قدرتی در آن ندارند انجام شده و مردم آزادانه نظر خود را گفتند.

 

کلام آخر:

استالین رهبریست که قضاوت درباره او مشکل است زیرا کار های خوب و بد زیادی انجام داده،، او بی نهایت خشن بوده اما در رشد کشور خود هم نقش زیادی داشته از طرف دیگر رسانه های غربی معمولا سعی در تخریب چهره او دارند و آمار های عجیب و غیر واقعی می دهند مثلا می گویند که او شصت میلیون نفر را کشته که آماری اشتباه و غیر واقعی است آمار رسمی که توسط دولت روسیه و با توجه به اسناد وزارت اطلاعات شوروی ارائه شد از این قرار است که حدود هفت میلیون نفر در حکومت استالین به علت مخالفت با حکومت کشته شده اند. برای توصیف شخصیت استالین به سخن آورل هریمن که سال ها سفیر آمریکا در شوروی بود استناد می کنیم. ((برایم سخت است که احترام و حسن نیتی که شخصاً به من نشان می‌داد را با خشونت‌های بی‌رحمانه برنامه‌های تصفیه‌اش تطبیق دهم. آن‌هایی که او را شخصاً نمی‌شناختند او را یک خودکامهٔ ستمگر می‌دیدند. اما من وجه دیگر شخصیتش را هم دیدم - هوش فوق‌العاده‌اش، درک اعجاب آورش از جزئیات، زیرکیش و توانایی‌اش در نشان دادن حساسیت‌های بالای انسانی، حداقل در سال‌های جنگ. او را از روزولت مطلع‌تر یافتم و از چرچیل واقع‌نگرتر و شاید از جهاتی مؤثرترین رهبر جنگی. من باید اعتراف کنم که او یکی از مرموزترین و متناقض‌ترین شخصیت‌هایی باقی ماند که در عمرم دیدم و قضاوت نهایی را به تاریخ می‌سپارم))

 

منبع: بخارمگ

 


دیدگاه‌ها

دیدگاه شما

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.

تازه‌ترین‌ها