janbebe
حرف های تکان دهنده دختری که از چوبه دار بازگشت

حرف های تکان دهنده دختری که از چوبه دار بازگشت

این دختر در 19 سالگی خواستگارش را کشت و به زندان افتاد. او در زندان روزهای تلخی را تجربه کرد تا این‌که ...

بخارمگ- دختری جوان که به جرم قتل خواستگارش تا یک قدمی چوبه دار رفته و دوباره به زندگی بازگشته است حالا بعد از آزادی از زندان درباره روزهای تلخ زندگی‌اش می‌گوید. او امیدوار است از این پس زندگی تازه‌ای را شروع کند.

   

سارا چرا خواستگارش را کشت

رکنا نوشت: سارا 19 ساله بود که دست به قتل زد؛ یک مرد 34 ساله را کشت. یکی از بستگان‌شان بود که می‌خواست با سارا ازدواج کند اما این دختر جواب منفی داده بود. با این حال آن مرد دست‌ بردار نبود تا اینکه آن شب این جنایت رخ داد: «من فقط قصد دفاع از خودم را داشتم. اصلا نمی‌خواستم او ‌را بکشم. آن مرد از طریق یکی از اقوام ما که در بافت زندگی می‌کرد، من را دیده ‌بود. او از من ١٥‌ سال بزرگ‌تر بود. زن و بچه داشت؛ اما باز هم می‌خواست با من ازدواج کند ولی جواب من منفی بود. با این حال او دست‌بردار نبود. ‌آن زمان ما در یکی از روستاهای اطراف بافت زندگی می‌کردیم. مقتول هم این را می‌دانست. آن روز ‌مادرم رفته بود تا از چشمه آب بیاورد. من در خانه بودم و داشتم سبزی خرد می‌کردم که یکدفعه ‌دیدم او جلویم سبز شد. خیلی ترسیدم. از ترسم همان چاقویی را که دستم بود، جلویش ‌گرفتم. نمی‌خواستم او را بکشم.

 

او به سمتم آمد، من جیغ ‌زدم و التماس ‌کردم اما اصلا گوش نمی‌‌داد، به طرف من آمد، برای همین چند ضربه چاقو هم به دست و پایش زدم اما ول‌کن نبود. نمی‌دانم چطور شد، پایش به ‌پله گیر کرد و تعادلش را از دست داد و به طرف من سقوط کرد. چاقویی هم که در دست من بود، ‌در بدنش فرو رفت.‌ بعد از قتل هم هیچ‌کس به جز وکیل و مادرم ‌به حرف‌های من اهمیت نمی‌داد. درنهایت هم قاضی حکم قصاص برای من صادر کرد تا اینکه درنهایت ‌با کمک آقای شاهدادی و یک انجمن خیریه آزاد شدم.

 

آقای شاهدادی خیّر بود که با فروش مغازه بزرگش در سیرجان دیه آزادی مرا پرداخت کرد. مقداری از آن را ‌هم خیریه و اقوام دورمان دادند. آقای شاهدادی ‌حدود یک‌ سالی پیگیر کار من بود تا از خانواده حسین رضایت بگیرد. فکر می‌‌کنم حدود ٣٠٠‌میلیون تومان پرداخت کردند تا من آزاد شدم.‌ حالا هم هیچ چیزی از این زندگی جز یک شغل و زندگی مستقل نمی‌خواهم.»

 

آزاد شدن از زندان

درست یک‌ سال می‌گذرد؛ یک‌ سال است که سارا هم‌ بندی‌هایش را نمی‌بیند، پشت میله‌ها نیست، شب‌ها را روی آن تخت‌های چندطبقه فلزی نمی‌خوابد و برای هواخوری‌اش ساعت تعیین نمی‌کنند. سارا ٩‌ سال تمام در آن سلول روزگار گذراند، بعد از کشتن خواستگارش به زندان مرکزی کرمان افتاد و زندگی‌اش را شروع کرد. ٩ بار ‌سال را در کنار هم‌ بندی‌هایش تحویل کرد تا اینکه بهمن ماه پارسال، آن در آهنی به رویش باز شد و زندگی‌اش بعد از ٩‌ سال عوض شد.

 

حالا دقیقا ١٢ ماه است که سارا روال زندگی‌اش تغییر کرده و آزاد شده است می‌تواند هر کاری که دوست دارد انجام دهد ولی هنوز فکر آن روزها و شب‌ها لحظه‌ای او را رها نمی‌کند؛ کابوس می‌بیند، دلتنگ هم‌بندی‌هایش می‌شود، گریه می‌کند، سر ساعت مشخص می‌خوابد.

 

ساعت‌ها می‌نشیند و به آن روزها فکر می‌کند آن هم بدون اینکه با کسی صحبت کند. سارا هنوز هم نتوانسته به زندگی آزادانه‌اش عادت کند و با هر اتفاقی به یاد زندان و هم‌سلولی‌هایش می‌افتد؛ گاهی با خنده خاطراتی را تعریف می‌کند و گاهی هم فقط اشک می‌ریزد. مشخص است که یادآوری بعضی از خاطرات او را آزار می‌دهد.

 

حالا تنها آرزوی سارا این است که بتواند شغلی پیدا کند، مستقل شود و بتواند زندگی راحت‌تری داشته باشد: «یک ‌سال است که در خانه دخترخاله‌ام زندگی می‌کنم. پارسال که آزاد شدم دختر خاله‌ام از همان دم در زندان مرا به خانه‌اش برد. جز او کسی را ندارم. دخترخاله‌ام و شوهرش خیلی هوای مرا دارند؛ اما از اینکه سربار زندگی‌شان باشم، ناراحتم. دوست دارم شغلی پیدا کنم و یک‌ سال است که دنبال کار می‌روم اما نمی‌شود. مستقل‌شدن و درآمد داشتن یک طرف، اما دلم می‌خواهد سرگرم هم شوم. از اینکه در خانه بنشینم و مرتب فکر کنم خسته شدم.»

 

خاطرات تلخ زندان و کابوس‌های شبانه

خاطرات زندان لحظه‌ای او را رها نمی‌کند با گذشت یک‌ سال هنوز هم شب‌ها کابوس می‌بیند. حتی فکرش را هم نمی‌کرد که روزی بتواند زندگی آزادی داشته باشد: «با هر اتفاقی یاد آن روزها می‌افتم؛ مثلا با دیدن یک ظرف در آشپزخانه یاد زندان می‌افتم. با یک جمله یاد هم‌ سلولی‌هایم می‌افتم. حتی لحن صحبت کردنم هم هنوز تغییری نکرده. از بس در زندان با بقیه با لحن خاصی حرف می‌زدیم، الان هم همان‌طور صحبت می‌کنم. دارم سعی می‌کنم زندگی کنم ولی از بس آن روزها ناامید بودم و فکرش را هم نمی‌کردم که آزاد شوم، حالا هنوز هم نتوانسته‌ام روحیه‌ام را به دست آورم، پرخاشگر شده‌ام و گاهی وقت‌ها رفتار خوبی با اطرافیانم ندارم. امیدوارم به مرور زمان بتوانم آن روزها را فراموش کنم. هر وقت می‌خواهم درباره روزهایی که در زندان بودم، صحبت کنم، دخترخاله‌ام اجازه نمی‌دهد. او هم تلاش می‌کند که من بتوانم روحیه‌ام را به دست بیاورم.»

 

فکر آن چهاردیواری خسته‌ کننده هنوز هم زندگی سارا را تحت ‌تأثیر قرار داده است. با این حال این دختر جوان که حالا ٣٠‌ سال دارد، گاهی اوقات دلش برای دوستانش هم تنگ می‌شود. دوستانی که با هم غصه خوردند، با هم عذاب کشیدند و با هم روزها و شب‌ها را شمردند تا ببینند چه زمانی روز موعود فرا می‌رسد: «به دخترخاله‌ام گفته‌ام اجازه دهد یک روز بروم و آنها را ببینم؛ از مسئول بند گرفته تا بقیه. دلم برای یکسری از دوستانم تنگ شده است. من که جز آنها کسی را ندارم. مادرم را وقتی در زندان بودم یعنی چهار ‌سال پیش از دست دادم، مریض بود و طاقت نیاورد. تا وقتی او بود، همیشه به ملاقاتم می‌آمد؛ اما وقتی رفت دیگر هیچ‌ کس را نداشتم. پدرم هم که قبلا فوت کرده بود. خواهر و برادر ناتنی هم دارم که ارتباط‌ مان با هم خوب نیست. من سال‌های زیادی را در زندان بودم.»

 


آیا این مطلب برایتان مفید بود؟
باسلام

دیدگاه‌ها

دیدگاه شما

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.

خانومی

تازه‌ترین‌ها

شومیز و بلوزهایی که در سال 1400 روی مُد هستند؛ شومیزهای زنانه مد 2021

شومیز و بلوزهایی که در سال 1400 روی مُد هستند؛ شومیزهای زنانه مد 2021

افشاگری ریحانه پارسا از تجاوز کارگردان سینما، سیاوش اسعدی

افشاگری ریحانه پارسا از تجاوز کارگردان سینما، سیاوش اسعدی

هفت روش عجیب برای مقابله با استرس در لحظه

هفت روش عجیب برای مقابله با استرس در لحظه

کیم کارداشیان میلیاردر شد

کیم کارداشیان میلیاردر شد

ترندهای آرایشی بهار 2021 ؛ کدام سبک‌های آرایشی  بهار 1400 مد هستند

ترندهای آرایشی بهار 2021 ؛ کدام سبک‌های آرایشی بهار 1400 مد هستند

نوید محمدزاده برای تولد سی و پنج سالگی خود نوشت

نوید محمدزاده برای تولد سی و پنج سالگی خود نوشت

آنچه باید از عید پاک یا ایستر بدانیم؛ فلسفه و آداب و رسوم عید پاک

آنچه باید از عید پاک یا ایستر بدانیم؛ فلسفه و آداب و رسوم عید پاک

علت اصلی لرزش عضلات حین ورزش چیست؟

علت اصلی لرزش عضلات حین ورزش چیست؟

بهترین روش خانگی برای پاکسازی منافذ پوست

بهترین روش خانگی برای پاکسازی منافذ پوست

واکنش ظریف به کاریکاتورهایش

واکنش ظریف به کاریکاتورهایش

نظر امیر تتلو درباره حکم اعدام حمید صفت

نظر امیر تتلو درباره حکم اعدام حمید صفت

وصیت آزاده نامداری و آخرین پیامک او به همسرش چه بود؟

وصیت آزاده نامداری و آخرین پیامک او به همسرش چه بود؟

دنیا جهانبخت و خبر بارداری اش؛ دنیا جهانبخت مادر شد؟

دنیا جهانبخت و خبر بارداری اش؛ دنیا جهانبخت مادر شد؟

سلبریتی هایی که به خدا اعتقاد ندارند؛ لائیک ‌های هالیوود از آنجلینا تا برد پیت

سلبریتی هایی که به خدا اعتقاد ندارند؛ لائیک ‌های هالیوود از آنجلینا تا برد پیت

سریال ترکیه‌ای معصومیت؛ زمان پخش، خلاصه داستان و بیوگرافی بازیگران

سریال ترکیه‌ای معصومیت؛ زمان پخش، خلاصه داستان و بیوگرافی بازیگران

اشاره بی‌سابقه به عادت ماهانه در تلویزیون ایران

اشاره بی‌سابقه به عادت ماهانه در تلویزیون ایران

چرا ژاپنی‌ها هر روز برنچ می‌خورند اما چاق نمی‌شوند و جوان می‌مانند؟

چرا ژاپنی‌ها هر روز برنچ می‌خورند اما چاق نمی‌شوند و جوان می‌مانند؟

دور دورِ گلزار با رُبروتو کارلوس در ماشین فوق لاکچری

دور دورِ گلزار با رُبروتو کارلوس در ماشین فوق لاکچری

ستارگانی که در اوج شهرت خودکشی کردند؛ از مرلین مونرو تا هیث لِجر

ستارگانی که در اوج شهرت خودکشی کردند؛ از مرلین مونرو تا هیث لِجر

واکنش احسان کرمی به درگذشت آزاده نامداری؛ چرا انقدر سرخودی؟

واکنش احسان کرمی به درگذشت آزاده نامداری؛ چرا انقدر سرخودی؟

پست آزاده نامداری برای علی انصاریان!

پست آزاده نامداری برای علی انصاریان!

«آزاده نامداری» درگذشت+ علت فوت

«آزاده نامداری» درگذشت+ علت فوت

بهترین فیلم‌های تینیجری 10 سال اخیر که احتمالا آنها را ندیده‌اید

بهترین فیلم‌های تینیجری 10 سال اخیر که احتمالا آنها را ندیده‌اید

تغییر ساعت محدودیت‌های کرونایی از امشب

تغییر ساعت محدودیت‌های کرونایی از امشب

درگیری شدید خداداد و فیروز کریمی در برنامه ستاره‌ساز

درگیری شدید خداداد و فیروز کریمی در برنامه ستاره‌ساز