دفترچه ممنوع - 40

دفترچه ممنوع - 40

«دفترچه ممنوع» عنوان داستانی است که به زیبایی، در ضمن وقایعی که در یک خانواده چهار نفره ایتالیایی اتفاق می افتد، شما را متوجه موضوع مهمی چون «شکاف میان نسل‌ها » می کند؛ شکافی که نگرانی های زیادی برای والدین به همراه دارد. این کتاب گویا، بسیار ماهرانه، درک نکردن متقابل فرزندان و والدین را در ذهن مخاطب به تصویر می‌کشد.


شهرت آلبا دسس‌پدس (alba de céspedes) به واسطه اولین رمانش به نام «هیچ‌یک از آنها باز نمی‌گردد»، آغاز شد و با انتشار رمان «از طرف او» به اوج رسید. کتاب دفترچه ممنوع اثر دیگری از این رمان‌نویس ایتالیایی – کوبایی است.
موضوع مشترک آثار این نویسنده «زن ایتالیایی» است که عمدتاً به سال‌های جنگ جهانی و پس از آن پرداخته است. کشمکش زنان با فضای عاطفی ناهمگونی که ایجاد شده و میزان بردباری آنان را به چالش کشیده است.
دفترچه‌ی ممنوع داستان زندگی زنی به نام والریا است که پس از سال‌ها زندگی با همسرش «میشل» و دختر و پسرش «میرلا» و «ریکاردو» از زبان خودش و در قالب یادداشت‌های روزانه در یک دفترچه نقل شده است. دفترچه‌ای که با نگرانی از اینکه روزی اعضای خانواده‌اش از وجود آن مطلع شوند، در اتاقش پنهان می‌کند و به دنبال فرصتی می‌گردد تا با آن خلوت کند و رازهای مگوی خود را در آن بنویسد.
.
اغلب از کار زیاد خانه و از اینکه اسیر خانه و خانواده‌ام، از اینکه هرگز وقت ندارم مثلاً کتاب بخونم، شکایت می‌کنم. همهٔ اینها درست است ولی از طرفی هم همین اسارت به من نیرو می‌بخشد، این افتخار به مناسبت عذابی که می‌کشم به من داده می‌شود، از این‌رو وقتی گهگاه اتفاق می‌‌افتد، قبل از اینکه میشل و بچه‌ها برای شام به خانه بیایند، نیم‌ساعتی چرت بزنم یا در راه اداره تا خانه ویترین مغازه‌ها را تماشا کنم، هرگز چیزی به آنها نمی‌گویم، می‌ترسم اگر بگویم کمی استراحت و گردش کرده‌ام، آن‌وقت دیگر آن شهرت را که من همهٔ وقتم را صرف خانواده می‌کنم، از دست بدهم. چون اگر بگویم استراحت کرده‌ام، اطرافیانم دیگر ساعات بی‌انتهایی را که صرف کار اداره یا آشپزخانه، خرید منزل و ‌دوخت‌ودوز می‌کنم، فراموش کرده و فقط چند لحظه‌ای را که برای کتاب‌خواندن یا گردش‌کردن به خودم تخصیص داد‌ه‌ام، به خاطر می‌سپارند.
.
از وقتی که از روی اتفاق، نوشتن دفتریادداشت را شروع کرده‌ام، کشف کرده‌ام که گاهی هر لغت، هر اشارهٔ کوچک، چقدر ممکن است پُرمعنی باشد، همان لغت‌ها و اشاره‌ها که در گذشته هیچ به آنها اهمیتی نمی‌دادم. شاید درک واقعی زندگی، همان فهم و ادراک بی‌اهمیت‌ترین وقایع روزانه باشد.
 

 


آیا این مطلب برایتان مفید بود؟

دیدگاه‌ها

دیدگاه شما

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.

تارنماگستر

تازه‌ترین‌ها